دی 25, 1404
هوش هیجانی در سازمان

تاثیر هوش هیجانی در سازمان

این روزها تعداد زیادی از کارآفرینان و مدیران متوجه اهمیت هوش هیجانی یا Emotional) Intelligence) شده‌اند. جالب است بدانید بیش از 83 درصد سازمان‌ها معتقدند که نیروی کار با هوش هیجانی بالا، محرک اصلی موفقیت در سه سال آینده خواهد بود. برای همین مدیران در سطح کلان، کارمندانی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردار هستند را عامل موفقیت سازمان می‌دانند. از طرفی تحقیقات زیادی نشان داده که اگر رهبران سازمان هوش هیجانی بالاتری داشته باشند، بازدهی کل سازمان به طور چشم‌گیری افزایش می‌یابد.

اما هوش هیجانی دقیقاً چیست؟ و چرا در محیط کار مهم است؟ به زبان ساده هوش هیجانی به توانایی تشخیص و مدیریت احساسات خود و دیگران اشاره دارد. برای همین از اهمیت بالایی در محیط کار برخوردار است. در این مطلب قصد داریم هوش هیجانی در سازمان را بررسی کنیم، تاثیرات مثبت آن را ارزیابی کنیم و توضیح دهیم چطور می‌توان آن را تقویت کرد.

هوش هیجانی در سازمان چیست؟

هوش هیجانی در کلی‌ترین شکل خود شامل چند ویژگی است:

خودآگاهی: به معنای توانایی تشخیص و درک احساسات خود و چگونگی تاثیر آن بر دیگران است.

خودکنترلی: به معنای توانایی کنترل بر احساسات و رفتار خود است. به بیان ساده، توانایی تفکر قبل از عمل.

انگیزه درونی: توانایی حفظ انگیزه و اشتیاق برای یادگیری، کنجکاوی، دنبال کردن شادی و کسب رضایت از فعالیت‌های مختلف است.

همدلی: کسب مهارت و پرورش توانایی درک احساسات دیگران و رفتار متناسب با احساسات آن‌هاست.

برخورداری از مهارت‌های اجتماعی: به زبان ساده به معنای توانایی مدیریت روابط و ایجاد توافق در روابط شخصی، اجتماعی و سازمانی است.

هوش هیجانی در سازمان زمانی معنا دارد که بتوان در روابط کاری این مهارت‌ها را به صورت موثر به کار برد. یعنی افراد با داشتن چنین مهارتی، به توانایی مدیریت احساسات و رفتار خود در روابط کاری، پاسخ مناسب و همدلانه به دیگران و به توافقی که دوسر برد است، دست می‌یابند. کسی که این مهارت را داشته باشد، می‌تواند به‌سرعت احساسات کلیدی خود و دیگران را درک کند، واکنش درست نشان دهد و تیم و سازمان را به سوی موفقیت هدایت کند.

توانایی مدیریت احساسات

چرا هوش هیجانی در محیط کار مهم است؟

با اینکه داشتن هوش هیجانی بالا در تمام موقعیت‌های زندگی مهم است، اما روی محیط کار تاثیری ویژه دارد. هوش هیجانی در سازمان به چند شکل تاثیر خود را روی محیط کار نشان می‌دهد:

موثر در رهبری: رهبرانی که هوش هیجانی بالایی دارند می‌توانند احساسات و دیدگاه‌های (هر چند مخالف) اعضای تیم خود را درک کرده و با آن‌ها همدلی کنند. چنین مدیرانی به خاطر هوش هیجانی بالا می‌توانند به طور موثر با دیگران ارتباط برقرار کنند، الهام‌بخش باشند، انگیزه بدهند، بر آن‌ها تاثیر بگذارند و به طور خلاصه یک محیط کاری مثبت و حمایتی ایجاد کنند.

موثر در ارتباط با مشتری: هوش هیجانی در سازمان نقش مهمی در بخش خدمات به مشتری و فروش دارد. کارمندانی که هوش هیجانی بالایی دارند می‌توانند احساسات و نیازهای مشتری را درک کرده، با آن‌ها همدلی کنند و رضایت مشتری را با برآورده کردن این نیازها به دست آورند. چنین کارمندانی می‌توانند از هوش بالای خود برای ایجاد ارتباط، اعتماد و ترغیب و مذاکره موثر در تعامل با مشتری و در نتیجه فروش بیشتر استفاده کنند.

موثر در همکاری تیمی: هوش هیجانی در سازمان، برای انجام کار تیمی ضروری است؛ زیرا به اعضای تیم کمک می‌کند تا احساسات و دیدگاه‌های یکدیگر را درک کرده و به آن‌ها احترام بگذارند. این امر منجر به بهبود ارتباطات، همکاری و افزایش بهره‌وری می‌شود. هوش هیجانی بالا افراد را قادر می‌سازد تا تعارضات خود را به طور سازنده مدیریت کرده و روابط کاری خود را به شکلی مثبت حفظ کنند.

موثر در تصمیم‌گیری و حل مسئله: بالا بودن هوش هیجانی در سازمان باعث می‌شود کارمندان و مدیران بهتر بتوانند مسائل کاری را حل کنند. علت آن هم این است که افراد دارای چنین ویژگی می‌توانند احساسات خود را مدیریت کرده و از تصمیم‌گیری‌های عجولانه یا جانبدارانه اجتناب کنند. همچنین احساسات و دیدگاه‌های دیگران را نادیده نمی‌گیرند و همین باعث می‌شود، تصمیم‌گیری با در نظر گرفتن آرای همه افراد انجام شود.

هوش هیجانی در سازمان

تاثیر هوش هیجانی در سازمان به چه صورت است؟

تصور کنید وارد یک ارگانی شده‌اید که مدیران و کارمندان هوش هیجانی بالایی دارند. شکل روابط اینگونه است، قبل از اینکه حتی کلامی به زبان بیاید، افراد متوجه می‌شوند که همکارشان در حال همدلی است یا قصد دارد جنجال به پا کند. در چنین سازمانی، اختلافات تقریباً قبل از شروع حل می‌شوند، حالات افراد از چهره‌شان قابل تشخیص است و همدلی و شاخت فردی موج می‌زند. مهارت هوش هیجانی در چنین سازمانی کمک می‌کند تا فضای کاری مثبت، با درک رفتار و احساسات طرف مقابل ایجاد شود و به دنبال آن، بازدهی نیز افزایش یابد. اما چرا و چگونه؟ در ادامه از چند جنبه این موضوع را بررسی خواهیم کرد.

تاثیر هوش هیجانی بر کارکنان

عملکرد منسجم تیمی در کنار برقراری ارتباط موثر و دستیابی به اهداف مشترک، به طور قابل توجهی تحت تاثیر هوش هیجانی اعضای سازمان است. به همین خاطر، تاثیر هوش هیجانی در سازمان و منحصرا روی پویایی کارکنان، با فاکتورهای زیر مشخص می‌شود:

  • امکان برقراری ارتباطات مثبت و همکاری قوی میان کارکنان
  • توانایی حل تعارض
  • برقراری اعتماد میان آن‌ها و داشتن سازگاری بالا

تاثیر هوش هیجانی بر مدیران

رهبرانی که هوش هیجانی بالاتری دارند، بهتر می‌توانند در مواقع حساس تصمیم درست بگیرند، الهام‌بخش باشند و در کل باعث افزایش بهره‌وری سازمان شوند. از دلایل مهم بودن هوش هیجانی در سازمان برای رهبری موثر، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تشخیص و مدیریت احساسات خود و کارکنان
  • برقراری ارتباط همدلانه با افراد
  • ایجاد ارتباط موثر با کارکنان
  • توانایی حل مسئله و الهام‌بخشی بالا

تاثیر هوش هیجانی بر خدمات به مشتریان

بالا بودن هوش هیجانی در سازمان، ابزاری قدرتمند برای ایجاد ارتباط مناسب با مشتریان است. ارگانی که هوش هیجانی افراد آن در سطح بالایی است شرایطی فراهم می‌کند که منجر به درک بهتر، ارتباط شفاف‌تر و اعتماد قوی میان سازمان و مشتریان می‌شود. همه این موارد به وفاداری بلندمدت مشتری و رشد کسب‌وکار کمک می‌کند.

تاثیر هوش هیجانی بر رضایت شغلی

جالب است بدانید وقتی هوش هیجانی افراد یک سازمان بالا باشد، رضایت شغلی هر کارمند نیز افزایش می‌یابد. دلیل آن هم این است که وقتی هوش هیجانی بالا باشد، روابط شفافیت بیشتری دارد، اعتماد میان کارکنان افزایش می‌یابد، انگیزه کارکنان برای حضور در محل کار بیشتر است، مشکلات ساده‌تر حل می‌شود و افراد انعطاف بیشتری از خود نشان می‌دهند. این یعنی فرهنگ سازمانی سالمی در آن شرکت یا اداره برقرار است و در نتیجه رضایت شغلی نیز افزایش می‌یابد.

همکاری تیمی در سازمان

کاربرد هوش هیجانی در سازمان چیست؟

تا اینجا متوجه شدیم که از هوش هیجانی بالای کارکنان و مدیران یک سازمان، می‌توان برای افزایش بهره‌وری کل مجموعه استفاده کرد. با این حال بد نیست به صورت اختصاصی، چند مورد از مهم‌ترین کاربردها و مزایای هوش هیجانی در سازمان را نیز بشناسیم:

  • افزایش مهارت‌های مدیریتی
  • بهبود همکاری تیمی
  • همدلی میان کارکنانی که ممکن است با هم مشکل داشته باشند را افزایش می‌دهد
  • مشکلات درون‌سازمانی را به سادگی حل می‌کند
  • برای کنترل و مدیریت استرس سازمانی بسیار کاربردی است
  • رضایت شغلی را افزایش می‌دهد
  • باعث بهبود ارتباط سازمان با مشتریان می‌شود
  • به رشد شغلی کارکنان و مدیران کمک می‌کند

چگونه هوش هیجانی را در محیط کار تقویت کنیم؟

برای افزایش هوش هیجانی در محیط کار، راهکارهای جالبی وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها را در ادامه آورده‌ایم:

برنامه‌های آموزشی: برگزاری جلسات آموزشی هدفمند مرتبط با افزایش هوش هیجانی در سازمان و تمرین خودآگاهی، همدلی و ارتباط موثر.

دریافت بازخورد: ایجاد فرصت‌هایی برای دریافت بازخورد منظم از سمت کارمندان، این کار باعث می‌شود افراد بتوانند واکنش‌های عاطفی خود را نسبت به شرایط ابراز کرده و یاد بگیرند چگونه می‌توانند تعاملات خود را با دیگران بهبود بخشند.

راهنمایی و پشتیبانی: ارائه برنامه‌های حمایتی توسط کارمندانی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند. دریافت راهنمایی از سمت این افراد، فرهنگ سازمانی را بهبود می‌بخشد و شرایطی برای رشد عاطفی افراد فراهم می‌کند.

ایجاد فضای صادقانه، بدون ترس از دست دادن جایگاه: ایجاد شرایطی که در آن ارتباطات میان کارکنان و مدیران باز و صادقانه باشد، باعث می‌شود به طور سیستماتیک هوش هیجانی افراد افزایش یابد.

افزایش هوش هیجانی در سازمان همراه با دکتر ماکان آریا پارسا

توجه شما را به نظرات دکتر ماکان آریا پارسا، به عنوان یکی از مدیران و کارآفرینان موفق ایرانی جلب می‌کنیم. او به اهمیت هوش هیجانی بالا در سازمان پی برده و در همین راستا کتابی تالیف کرده است و به صورت تجربی نیز تکنیک‌های آن را در سازمان‌های خود به کار گرفته است. در اصل هوش هیجانی به او کمک کرده تا رهبر بهتری شود. دکتر ماکان آریا پارسا در نوشته‌ها و سمینارهای خود بارها توضیح داده که یکی از بهترین مثال‌های کاربردی هوش هیجانی، زمانی است که فرد در موقعیتی قرار می‌گیرد که در آن مجبور به انجام مکالمات سخت و حیاتی می‌شود، شرایطی که در سازمان‌ها بارها پیش می‌آید. برای همین پیشنهاداتی دارد که به افزایش هوش هیجانی در سازمان کمک می‌کند.

هوش هیجانی در محیط کار و پیشرفت شغلی

براساس تجربه شخصی دکتر ماکان آریا پارسا، اگر در دنیای شرکت‌ها و سازمان‌ها به کسی بگویند هوش هیجانی بالایی دارد، منظور این است که آن شخص بدجنس نیست. یعنی شخصی است که دارای درک و توجه بوده، یک انسان همدل است و مانند کارمندان بی‌روح، به صورت یک ربات به نظر نمی‌رسد. همچنین دکتر پارسا متذکر می‌شود که برای موفقیت در کسب و کار و زندگی، داشتن هوش هیجانی بالا بسیار ضروری است. این مهارت کمک می‌کند تا به جای واکنش‌های تکانشی در موقعیت‌های دشوار، آرام عمل کنیم و کنترل اوضاع را از دست ندهیم. توجه داشته باشید که دکتر ماکان نمی‌گوید داشتن هوش هیجانی حتما باعث موفقیت شغلی می‌شود، اما نبود آن می‌تواند فرد و سازمان را بسیار متضرر کند.

فرآیند یادگیری هوش هیجانی

تحول و فرآیند یادگیری

دکتر آریا پارسا در یکی از سمینارهای مدیریت و کسب و کار، داستان تحول شخصی یکی از کارمندانش را روایت می‌کند: گویا دکتر پارسا بعد از صحبت با یکی از کارمندان متوجه می‌شود که بیش از دو سال است نتوانسته ترفیع بگیرد و همچنان در همان موقعیت شغلی قبلی باقی مانده است. دکتر پارسا توضیح می‌دهد دقیقا از زمانی که کارمند او، روی بالا بردن هوش هیجانی خود تمرکز کرد، معجزه اتفاق افتاد. افزایش هوش هیجانی باعث شد کارمندی که تقریبا دو سال در یک شغل مانده بود، سه رتبه ترفیع بگیرد و پیشنهاد شغلی با حقوق دو برابر برای موقعیتی بالاتر دریافت کند.

دیدگاه‌های مفهومی و توصیه عملی

همچنین یک سری توصیه مفهومی و عملی برای افزایش هوش هیجانی دارد که لازم است به آن‌ها توجه کرد. به بیان ساده، از دیدگاه دکتر پارسا هوش هیجانی در سازمان، یعنی درک چگونگی و چرایی واکنش افراد به موقعیت‌های خاص؛ پس از آن داشتن رویکردی مناسب برای پاسخگویی به نیازهای خاص افراد تیم.

براساس این تعریف، دکتر پارسا این درس را آموخته که هر چند ممکن است افراد بتوانند سطح مهارت‌ها و تلاش خود را افزایش دهند، اما درست به همان اندازه که هوش هیجانی ندارند شکست می‌خورند. او می‌گوید واکنش‌پذیری هیجانی یک عامل بازدارنده است که انعطاف‌پذیری را تضعیف می‌کند و تصمیم‌گیری را مبهم می‌سازد، به همین خاطر فقط داشتن مهارت تخصصی کافی نیست.

در نهایت استدلال می‌کند که تنها داشتن هوش هیجانی در سازمان کافی نیست و حتی در برخی شرایط می‌تواند آسیب‌زا باشد. مثلا اینکه در زمان اخراج کارمند، مدیران به اینکه کارمند چه احساسی دارد، توجه نمی‌کنند؛ زیرا روی نتیجه پایانی تاثیری ندارد.

هوش هیجانی و نکات نهایی

هوش هیجانی تنها عامل موفقیت در موقعیت‌های کاری و زندگی نیست، اما وجود آن برای گام نهادن در مسیر موفقیت سازمان و افزایش رضایت شغلی، ضروری است. این مدل هوش باعث می‌شود مدیر سازمان بهتر با کارمندان ارتباط برقرار کند، کارمندان با یکدیگر همکاری موثرتری برقرار کنند، مشتریان به سازمان اعتماد کرده و در کل فروش سازمان افزایش یابد و رضایت شغلی کارمندان بیشتر شود. برای افزایش هوش هیجانی در سازمان می‌توانید مهارت‌هایی مثل خودآگاهی، اعتماد و همدلی را تمرین کرده و در موقعیت‌های دشوار زندگی، تکانشی عمل نکنید.

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو + نه =